تبليغاتX
عشق پاداش آخرین قطره باران است
عشق پاداش آخرین قطره باران است

Home Email Archive Designer
از عذاب رفتن تو می سوزم تو اوج غربت واسه ی بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت اینجا اشکه تو چشام به کسی نشون ندادم اگه بشکنه غرورم خم به ابروم نمیارم وقتی نیستی هر چی غصه ست تو صدامه وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه از وقتی رفتی دارم هر ثانیه ازغصه ی رفتنت می سوزم کاشکی بودی و می دیدی که چی آوردی به روزم حالا عکست تنها یادگاره از تو خاطراتت تنها باقی مونده از تو وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میرنه به این وجودم کاش از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385 ساعت 16:42 توسط dj_30na |


                                        

قصه های تلخ روشنیدن بسه

خنجرازپشت روچشیدن بسه

اون که میگه دوست دارم

دروغه

شبهای بی فروغ وماتم بسه

به اون که دل داده دل دیوونم

اسیروبیچاره شده میدونم

اما چیکارکنم نمیشه بدشم

نمیشه بی وفایی روبلدشم

اگه یه روزقرار باشه بمیرم

قبلش من ازتوانتقام میگیرم

بلاهایی که به سرم آوردی

سرت میارمو بعدش میمیرم

دیگه نگو دلم پیش توگیره

خودت هم خوب میدونی

دیگه دیره

خوب میدونی که

دست تورو شده

عاشق نمیشه دلم

ترسوشده

دیگه بریدم ازتو و ازهمه

هرچی بگم ازبی وفاییت کمه

دل من که شکست ولی الهی

دل هیچ چشم انتظاری نشکنه

آهای تویی که از من باهررنگ وفریبی

                                       میخوای دل ببری باز ولی بامن غریبی

                                       اگه تو حقه بازی منم دستت رو خوندم

                                       یکی دیگه روتو قلبم به جای تونشوندم

                                           اگه عشق منی چرا با دیگرونی

                                         میخوای بری برو چرا دل میسوزونی ؟

                                        ولی یه روز میای که دیگه خیلی دیره

                                        یکی دیگه تو قلبم جای تو رو میگیره

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385 ساعت 14:42 توسط dj_30na |


دیوانگیعشق یعنی:سستی

عشق یعنی:با جهان بیگانگی

عشق یعنی:شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی:سجده ای با چشم تر

عشق یعنی:سر به دار اویختن

عشق یعنی:اشک حسرت ریختن

عشق یعنی:در جهان رسوا شدن

عشق یعنی:سست و بی پروا شدن

عشق یعنی:سوختن و ساختن

عشق یعنی:زندگی را باختن

عشق یعنی:لحظه های ناب ناب

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 12:17 توسط dj_30na |


زندگی آب راه‌ايی است به نام وفا... ميريزد به جويی به نام صفا... ميرود به رودی به نام عشق... ميرسد به دريايی به نام وداع...
***
غروب شد....خورشید رفت ....افتابگردان دنبال خورشید می گشت ... ناگهان ستاره ای چشمک زد .. افتابگردان سرش را پایین انداخت اری گلها هرگز خیانت نمی کنند
***
تا حالا از گرمای خورشید ناراحت شدی ؟!
من هیچ وقت ناراحت نمیشم چون تو آتش عشق تو سوختم...
***
چشم های تو را دوست دارم ... نه به خاطر زیبائیشون ... بلکه به خاطر اینکه چشم های تو هستند...
***
عده اي دايم مي نالند که گل سرخ خار دارد ما يايد شاد باشيم که خارها گل دارند
***
كاش 1000 بار نوشتن دوستت دارم جريمه ي مدرسه ام بود
***
ازگل پرسيدم محبت چيست گفت : ازمن زيباتراست .
ازافتاب پرسيدم محبت چيست گفت: ازمن سوزانتراست.
ازشمع پرسيدم محبت چيست گفت:ازمن عاشقتراست.
از خود محبت پرسيدم محبت چیست گفت: تنهايک نگاه است...
***
شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست...
***
اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن...
***
براي پخته شدن كافيست كه هنگام عصبانيت از كوره در نرويد.
***
اگر رفتم تو يادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در اين دنيا، به مهر خود تو شادم کن.
***
زندگی را دوست دارم نه در قفس. عشق را دوست دارم نه در هوس. تو را دوست دارم تا آخرین نفس

***************************************************************

به دست آوردن خوشبختي بزرگ ترين فتح زندگي است.
***
هر وقت تونستی برف رو سیاه کنی .پر کلاغ رو سفید کنی.آتیشو بوس کنی توی آب یه نفس عمیق بکشی .اون موقع منم میتونم فراموشت کنم.
***
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است...
***
وقتی دلم برات تنگ ميشه ميرم اون بالا پشت ابرا ريز ريز گريه ميکنم
پس هر وقت ديدی داره بارون مياد بدون دلم برات خيلی تنگ شده.
***
اگه کسی رو دوست داشتی امتحانش کن که اگه دوستت داشته باشه امتحانت ميکنه.
***
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم.
***
دوستت داشتم ...يادت هست ؟ ...گفتم دوستت دارم ...و تو گفتي كوچكي براي دوست داشتن ....رفتم تا بزرگ شوم ...اما انقدر بزرگ شدم كه يادم رفت دوستت داشتم.
***
عشق،عشق مي آفريند. عشق زندگي مي آفريند. زندگي رنج به همراه دارد. رنج دلشوره مي آفريند. دلشوره جرات مي بخشد. جرات اعتماد به همراه دارد. اعتماد اميد مي آفريند. اميد زندگي مي بخشد. زندگي عشق مي آفريند. عشق عشق مي آفريند. (احمدشاملو)
***
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا |آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود.
***
اگه 1 روز نتونستی گناهه کسي رو ببخشی از بزرگيه گناهه اون نيست از کوچيکيه قلبه تو!
***
اگر در قلبتان عشق باشد٬ می توانيد هر روز معجزه کنيد...

*************************************************************

عشق را دوست دارم نه در قفس
بوسه را دوست دارم نه در هوس
تورادوست دارم تا آخرين نفس

***

اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود
يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا

***

روي دريچه ي قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بي سوادم

***

عشقي كه با پر مرغي بدست آيد با ساقه ي كاهي از دست مي رود
امام صادق (ع)

***

مي رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني
مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني
مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني

***

هرگز نمي گيرد كسي در قلب من جاي تو را
هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را
خورشيد عشق تو هنوز سوزد مرا سر تا زپاي
در كوي راه زندگي روشن كند راه مرا

***

اگر رفتم تو يادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در اين دنيا، به مهر خود تو شادم کن

***

خدايا او را كه در تنها ترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت در تنها ترين تنهاييش تنهاي تنهاييش نگذار...
***
آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم...
***
آفتاب را به تو نمي دهم
تا خرده خرده بشكافي اش
و از آن هزار ستاره بسازي
***
در همه جاي اين زمين همنفسم كسي نبود زمين ديار غربت است از اين ديار خسته ام.
***
روزگاري يك تبسم يك نگاه بهتر از گرماي صدآغوش بود اين زمان بر هر كه دل بستم وليك آتش آغوش او خاموش بود
***
عشق حيات عاشق را تشكيل ميدهد والا معشوق تنها بهانه است
***
عشق مطبوع ترين بخش زندگي است وازدواج فاني كننده ي آن است
***
عشق تنها مرضي است كه بيمار از آن لذت ميبرد

**********************************************************


از تمام دنيا فقط چشمهايت را خواستم آيا آسمان سهم زيادي از دنياست؟

***

وقتي هستي نيستم , وقتي نيستي هستم , وقتي هستم نيستي, وقتي نيستم هستي اي همه ي نيست شده ي هستي من, هستي من نيست مي شود وقتي تو نيستي

***

عشق واقعي، ايثار است. با دادن و نه ستاندن، با از دست دادن و نه به دست آوردن، با رهاكردن و نه با تملك است كه عشق مي‌ورزيم

***

آن كس را كه دوست داريد آزاد بگذاريد اگر متعلق به تو باشد به پيش تو باز مي گردد و گرنه از اول هم براي تو نبوده است

***

لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

***

داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند

***

عشق را به کسانی بدهید که لایق آن هستند نه تشنه آن زیرا تشنه روزی سیراب خواهد شد

***

در بازار بورس قلب تو / چند سهم باید خرید / تا ضربان به ظاهر منظمش / حتی ذره ای از سرمایه عشقم نسبت به تو را به باد فنا ندهد؟

***

عشق هرگز قادر به تملک نیست. عشق آزادی بخشیدن به دیگری است. هدیه ای نامشروط است، عشق معامله نیست

***************************************************************

از جلوی گل فروشی رد میشدم دیدم قشنگترین گلش نیست , نگران شدم , پس تو کجایی؟

***

عشق می ورزیم چرا که او نخست به ما عشق ورزید چرا که خدا عشق است

***

فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن

***

دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی

***

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد

***

اگه سهم من از این همه ستاره فقط سو سوی غریبی است , غمی نیست . همین انتظار رسیدن شب برایم کافی است.

***

ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی , در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی

***

ستاره به چشم کوچک می نماید , اما این گناه چشم است نه کوچکی ستاره , درستهایی که کمک میرسانند , مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند.

***

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

براي عشق خودت باش ولي خوب باش.
 
***
عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم
 
***
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود
 
***
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم
 
***
آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چی؟
ماه میگه: یعنی اومدن دوباره‌ی تو
ماه میگه؟ تو بگو عشق یعنی چی؟
آسمون میگه : انتظار دیدن تو
 
***
انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري
 
***
با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند
 
***
زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من,عقل نالید کجا حل شود مشکل من , مرگ خندید در خانه ی ویرانه ی من

***********************************************************

خدايا کمکم کن تا عاشقانه ترين نگاهها را در چشمانش بريزم

خدايا کمکم کن تا در بعد عشق او بهترين و شيرين ترين باشم

به من کمک کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع افتاب هر بام بر لبانش جاري سازم

و راز عشق را در گوشش سر دهم

 خداوندا او را نگه دار که من به عشق او زنده ام

********************************************

******************************

*******************

**********

****

*

زندگي مرگ است و مرگ است زندگي ...
پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگي ...

***

تنها بنايي که اگر بلرزد ، محکمتر مي شود ، دل است
 
***
یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که یادم بیاری که همیشه به یادتم. یادت هیچ وقت از یادم نمی ره. اینو یادت باشه
 
***
کاشکي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم ...
کاشکي که کيبوردت بودم هميشه زير انگشتات بودم ...
کاشکي که هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم ...
کاشکي که موست بودم هميشه تو مشتت بودم ...
کاشکي پسووردت بودم هميشه توي فکرت بودم ...
 
***
دنيا را بد ساخته اند ...
کسي را که دوست داري ، تورادوست نمي دارد ...
کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري ...
اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد ...
به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند ...
و اين رنج است ...

دکتر علي شريعتي
 
***
در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد
مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد
و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت
مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم
 
***
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است
بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند
تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
 
***
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاريست.
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه پنهان کردن قلبي ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده
 
***
آغاز کسي باش که پايان تو باشد
 
***
دردي كه من از تو دارم در دل
دل داتد و من دانم و من دانم و دل
 
***
من به یک هراس
همیشه طرحهای ساده و سایه های باران خورده ام را
بی دلیل بر باد داده ام
بعد از این دیگر
نه به خواب قاصدکی تعبیر خواهم شد
و نه به اعتبار چند خیال رنگ و رو رفته

*****************************************************************

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت 12:7 توسط dj_30na |


تو رنجهاي مرا نمي شناسي

و خوابهايي 

كه در بيداري ديده ام

رگهايم بوي خاك ميدهند  

پرده را بكش
نمي خواهم كسي خوابهاي مرا ببيند
          
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند

 *******************************************************************

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

*********************************************************

شبهاي من شبهاي تنهايي

 شبهاي سکوت

شبهاي ظلمت

شبهاي غم

 شبهاي من شبهاي غربت

شبهاي بي کسي

شبهاي نا اميدي

شبهاي من شبهاي باراني

 شبهاي بي ستاره

 شبهاي بي معشوق

 شبهاي بي پايان

***********************************************************


اگر شاعر بودم اسم تو را در شعرهایم می سرودم . اگر باغبان بودم

تورا در بهترین مکان گلستان جای می دادم و اگر خورشید بودم تمام

 نور زمین را به تو می افکندم ولی افسوس که توانایی انجام هیچ

یک را ندارم ولی مطمئن باش هیچ وقت آفتاب مهرت در دلم غروب

 نخواهد کردو با همه عشق دوستت دارم...

***************************************************************

سالها رفت وهنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی
صبح تا نیمه شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران
خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزن
بارها آمد و رفت
بارها انسان شد
وبشر هیچ ندانست که بود
خود او هم به یقین آگه نیست
چون نمی داند کیست
چون ندانست کجاست
چون ندارد خبر از خود که
خداست

***********************************************************

از غم عشق چه مي بايد كرد ؟
به دمي
ديداري
مي توان راضي شد
به تمناي نگاهي
ميتوان
تشنه جانبازي شد
مي توان دل خوش كرد
به كلامي كه شنيد
از دو خط نامه سرد
مي توان داغ شد و
شعله كشيد
از جهنم گذري كرد
و گذشت
به گذرگاه رسيد
به گذرگاه تباهي
به جنون
و از عطش فرياد زد
آخرين عشق كجابود
كه در فصل خزان دل ما آمد و گل كرد ؟
آخرين عشق كجا بود
كه در غروب ما تازه طلوع كرد ؟
و ايا اين
خاتمه تازه اوست ؟
اخرين عشق كجا بود
كه امروز عيان شد ؟
اين راز دل مارا
اين راز دل مارا
چه راحت بيان شد
از عشق چه دارم من ؟

*************************************************************

چگونه دوستت دارم بگذار بشمرم تورا با عمق و عرض و طول دوستت دارم با احساسات نامرئي به اندازه پايان هستي من تو را هر روز دوست دارم مثل نياز انسان به آفتاب و شمع تو را عاشقانه دوست دارم مثل تلاش انسان براي رسيدن به حق تو را خالصانه دوست دارم مثل احساس بعد از دي تو را به اندازه قديمي و ايمان کودکي ام دوست دارم با عشقي که سالها گم کرده ام با نفسم و با معصوميت از دست رفته ام

 

 

 

 

************************************************************


اگر اشتباه نکنم
به گمانم آخرين ديدار ما
بالای بُن‌بستِ همين باغ صنوبر بود
تو پيراهنِ بنفشی از بارشِ پروانه پوشيده بودی
باران هم می‌آمد،
زير درختی که بر پرچينِ پسين خميده بود
چيزی جز چراغی شکسته،
سنگچينِ اجاقی خاموش،
و دو سه کبريتِ سوخته نديديم.
راستی چرا به خاطر يک خط خالی
از خوابِ جمعه و از مَشقِ گريه گذشتيم؟ 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت 12:4 توسط dj_30na |


***********************************************************

در شهري به نام "عشق" کوهي است به نام "محبت" و از آن کوه رودي مي گذرد به نام "صفا" و در آن رود جويباري مي رود به نام "وفا" و همه با هم به آبگيري مي ريزند به نام "وداع

***************************************************************

****************************************************************

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم

دوستت دارم

********************************************************

بگذار كسي باشم كه با تو در كوهها گام بر مي دارم

بگذار كسي باشم كه با تو در گلزار گل مي چيند

بگذار كسي باشم كه احساس درون با او مي گويي

بگذار كسي باشم كه بي دغدغه با او سخن مي گويي

بگذار كسي باشم كه در غم بسوي او مي آيي

بگذار كسي باشم كه در شادي با او مي خندي

بگذار كسي باشم كه به او عشق مي ورزي

******************************************************


***********************************************************

بگذاريد فراموش کنم  

                                        
آن شب سرد زمستاني را
که مرا بيوه ي ديدار تو ساخت                                          
بگذاريد فراموش کنم
حسرت لحظه ي آغوش تو را                                          
عطش عشق فراموش تورا
بگذاريد فراموش کنم                                          
ساحره دختري را که مرا مست نگاه خود کرد
و به آتش زد و ويرانم ساخت                                        
بگذاريد فراموش کنم
من هنوزم با درد                                           
در غم وسوز و گداز
حسرت و آهي سرد                                         
منتظر ميمانم
بگذاريد فراموش کنم                                        
 پسري دل بست و به اميدش نرسيد
او ندانست که عشق صحنه بازي بود                                                 
او ندانست که بازيگر بود
قصه پايان مي ساخت

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت 12:2 توسط dj_30na |


سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت 11:59 توسط dj_30na |


چگونه دوستت دارم بگذار بشمرم تورا با عمق و عرض و طول دوستت دارم با احساسات نامرئي به اندازه پايان هستي من تو را هر روز دوست دارم مثل نياز انسان به آفتاب و شمع تو را عاشقانه دوست دارم مثل تلاش انسان براي رسيدن به حق تو را خالصانه دوست دارم مثل احساس بعد از دي تو را به اندازه قديمي و ايمان کودکي ام دوست دارم با عشقي که سالها گم کرده ام با نفسم و با معصوميت از دست رفته ام ...

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت 11:55 توسط dj_30na |


  

کسی رو که دوست داری
 
 
1000 مرتبه 900 جمله عاشق را در800 جای مختلف نزد700 نفربه600

زبان مطرح کردم 500نفر انها400 جمله را که300 زبان بود به200

 برگ ترجمه کردند وتو100 باربرای من90روز روزی80دقیقه خواندی و

70جمله را از من60 مرتبه در50 روز،روزی40مرتبه پرسیدی ومن30تای

انرا یاد گرفتم پس20بارازمن10سؤال را در9مرتبه مطرح کردی ومن 8

دفعه به7سؤال تودر6روز،روزی5مرتبه پاسخ دادم و4دفعه مرا به3کتاب

مقدس قسم دادی و2ساعت خواهش کردی تا من1 بار گفتم:دوستت دارم   

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت 11:55 توسط dj_30na |


بوسه یعنی وصل شیرین دولب

بوسه یعنی عشق در اعماق شب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از دیوانگی
 
بوسه یعنی حس خوبه طعم رنگ سادگی

بوسه یعنی متسلی از مشروب عشق

بوسه یعنی حس خوبه طعم عشق
 
بوسه یعنی اغازی برای ما شدن

بوسه بر میدارداین شرم از دلبری تنها شدن
 
بوسه یعنی قلب تو ار انه من

بوسه یعنی تو همیشه مال من

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت 11:54 توسط dj_30na |


 ازپنجره کوچک تنهائی ام با تو حرف می زنم ، از پشت دیوارهای
سنگی با قایق غم هایم در رودخانه اشکهایم برای یافتن تو تا انتها
پارو می زنم ، چشم های مهربان تو از لابه لای شهر ستاره ها
باز هم قصه امید را می گویند اما قلب کوچک من سالهاست که حرفهای شاد تو را در کویر خود ندیده و حس نکرده است . از خود
خانه و سر پناهی ندارم و در آن آرزوئی هستم که در کنار تو و در زیر
سایه خانهای کوچک و زیبا زندگی کنم اگرچه این خانه به مسافت

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت 11:53 توسط dj_30na |


ديروز تمام خاطرات با تو بودنم را دور ريختم ...
و امروز هر چه مي گردم خودم را پيدا نمي کنم !!!!

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 17:20 توسط dj_30na |


 

اگر کسي مي گويد که براي تو مي ميرد دروغ ميگويد!!! حقيقت را کسي ميگويد که براي تو زندگي مي کند.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 17:19 توسط dj_30na |


مقايسه دختر و پسراي ايروووني 

 

دخترها
وقتي يک دختر حرفي نميزند
ميليونها فکر در سرش مي گذرد

وقتي يک دختربحث نميکند
عميقا مشغول فکر کردن است

وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود

وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم
يعني اصلا حال خوبي ندارد

وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي

وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي

وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند

وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس] مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي

وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد

وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي

وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

 


 

پسرها
وقتي يک پسر حرفي نمي زند
حرفي براي گفتن ندارد

وقتي يک پسر بحث نمي کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد

وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
يعني واقعا گيج شده است

وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم
يعني واقعا حالش خوبه

وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني

 


وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند

وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس] مي فرستد
بدون که براي همه "فوروارد" کرده

وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم

 


دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود)

وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باش

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 17:13 توسط dj_30na |


 
 
 
 غمیکه تو دلمه اندازه یه عالمه

چه جوری بیان کنم درد دلو با کلمه


چه جوری بیان کنم درد به دل نهفتمو

 
 


یکی نیست تا که بگم حرف دل نهفتمو


تنگه دلم یه جای دنج گوشه میخونه میخوام


عاشقمو دیوونه ام همدم دیوونه میخوام

 
 


چه سخته تشنه مردن کنار چشمه مردن


چه سخته خواستن اما به خواری جون سپردن


چه سخته گل بمیره در انتظار شبنم

 
 


چه سخته دل بمیره بنامرادی کم کم


کو دست مهربونی واسه نوازش دل


بده شراب نابی برای خواهش دل

 
 


تنگه دلم یه جای دنج گوشه میخونه میخوام


عاشقمو دیوونه ام همدم دیوونه میخوام

 
 


تو راه پر خارو خسی

 
نه همدمی هم نفسی

 
 


تنها و غربت زده ام تو جاده های بیکسی


با غم کهنه دلم با کوله بار خستگی


دل بسته ام تا پای جون من با همه دلبستگی

 

 

 
 

کو دست مهربونی واسه نوازش دل


بده شراب عشقی برای خواهش دل

 





تنگه دلم یه جای دنج گوشه میخونه میخوام


عاشقمو دیوونه ام همدم دیوونه میخوام


تنگه دلم

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 16:53 توسط dj_30na |


 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 16:39 توسط dj_30na |


 

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 16:36 توسط dj_30na |


ان نگاه برایم سخت دشوار بود.

 

انگار فهمیدی به چه فکر میکنم .

 

نگاهت را از من بر گرفتی .اماسنگینی اش را همچنان بر دوشم گذاشتی.

 

در غم نبودن ان نگاه انچنان فرو رفتم که ناگهان دیدم دل باخته وشیدا هنوز بار

سنگین نگاهت را تحمل میکنم.

 

امروز در خیالم هنوز نگاهت میکنم.

 

اما از نگاهت نمیترسم.

 

تنها ارزو میکنم تاتو دوباره بیایی و امانت سنگین چشمهایت را از دوشم برداری .

 

باور کن دیگر نمیتوانم شبها را با دلشوره گم شدن این امانت به سر برم.

 

اما اگر دیگری قبل از تو بیاید بار تو فراموشم خواهد شد.

 

من مقصر نیستم . این جبر طبیعت است.

 

میترسم که فردا نگاهت را فراموش کنم.

 

پس بیا...

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 16:35 توسط dj_30na |


تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو را نمی خوام

باور ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام

یه شوخی بودو یه قصه تلخ وقتی که گفتی تو را نمی خوام

خیال می کردم می خوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم

شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده

ولی میدونم تو آسمونا قصه مارو یکی شنیده

تو باور نکن هر کی بهت گفت پیشت می مونم پیشت می مونم

باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو می خونم

تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو را نمی خوام

باور ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام

یه شوخی بود و یه قصه تلخ وقتی که گفتی تو را نمی خوام

خیال می کردم می خوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم

شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده

ولی میدونم تو آسمونا قصه مارو یکی شنیده

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 16:34 توسط dj_30na |


چشمام دریای بارون شقایق 
مثل مردن می مونه دل بریدن                                                     
                             
ولی دل بستن اسون شقایق                  
شقایق دردمن یکی دوتانیست                                              
 
اخه درد من از دیوانه ها نیست                        
کسی خشکیده خون من رو دستاش        
شقایق آی شقایق گل همیشه عاشق                                
شقایق اینجا من خیلی غریبم                          
اخه اینجا کسی عاشق نمی شه
اسیر قفل سنگین سکوت                                                 
کسی که قصه گو بوده همیشه                     
شقایق آخرین عاشق تو بودی                                               
تو مردی و پس از توعاشقی مرد   
ترا آخر سراب عشق وحسرت
 
ته گل خونه های بی کسی برد                                           
شقایق آی شقایق گل همیشه عاشق                                
 
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 16:33 توسط dj_30na |


Image and video hosting by TinyPic

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 16:28 توسط dj_30na |


Image hosting by TinyPic
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 16:26 توسط dj_30na |


احساس
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 16:22 توسط dj_30na |


از زندگی سهمم فقط این ناتمام است آخر کجا این راه بی پایان تمام است از زندگی سهمم فقط این ناتمام است آخر کجا این راه بی پایان تمام است
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 16:18 توسط dj_30na |


  چرا همچنان دیوانه ای؟؟؟                      
 

 

 

 

 

همچنان بیگانه از خویشتن بیگانه ای 

 
 

همچنان موجی که دور از ساحل است

 

 

چون پرستویی که دور از لانه است

 

همچنان بومی که دور از خانه ای ویرانه است

 

توخموشی اینچنین بیگانه ای

 

تواز ان بیگانه ها بیگانه تر

 

ای امید جان من بازآببین حال مرا

 

من چرا دور از توام؟

 

عشق من زیبای من رویای من

 

من چرا دور از تودر دریای اندوه و خیال

 

سر برم این زندگانی را چرا اخر چرا؟

رنج تا کی؟

 

اشک غم از دیده باریدن به کی خواهد کشید

 

ارزو تا کی برم با خود به گور؟

 

من از این تاریکی اخر کی رسم تامرز نور؟

 

من از این زندان دنیا چون رسم تامرز گور؟

 

پس چرا پاسخ نمی گویی سوالات مرا؟

 

لب گشا لبخند زن

 

آه کی به لبخندت رسم؟

 

کی به چشمان سیاهت خیره خواهم گشت من

 

اینهمه بیهوده است

 

با سیاهیها چرا من می کنم راز ونیاز؟

 

با که صحبحت می کنیم؟

 

باخدای خویشتن یکدم کنم راز ونیاز

 

چونکه تنها اوست آگه زین همه سوز و گداز

 

ای خدای من چرا عشق افریدی تو چرا؟

 

عشق را از بهر چه بر جان ماانداختی؟

 

بیوفا ها را مگه از ازل نشناختی؟

 

پس چرا ما را به این روز سیه انداختی؟

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 11:40 توسط dj_30na |


Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 11:39 توسط dj_30na |


              
بوي خاک و نم کوچه ميگه هنوز ديوونتم                              
 
رعدو برق فهميده انگار زندگيم شده غم انگیز                                                   
 
                                                                   
دستاي کي رو گرفتي زير باروناي پاييز                
                        
 
  ميخوام اينجا با تو باشم زير بارونا دوباره                                                                                                                                                                  
  
 
                                ولی افسوس نه تو   هستي نه ديگه بارون ميباره
                                                                                         
خزونم داره
ميره نمونده برگي رو درختا 
           
من هنوز منتظر توي جاده تک و تنها
                                     
                                                                 ديگه بارون نميباره
 
 توي جاده پربرفه
 
                       
      به خداي آسمونا عشقت از يادم نرفته
 
ميخوام اينجا با تو باشم زير برف وبادو بارون                                                  
 
                                                    نيايي با خاطراتت سر ميزارم به بيابون
 
                            
 
                                  
 
                           می خوام اينجا با تو باشم زير بارون دوباره          
 
ولي افسوس نه تو هستي نه ديگه بارون ميباره                                    
 
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 11:36 توسط dj_30na |


لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 11:34 توسط dj_30na |


لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 11:30 توسط dj_30na |


 

فرق دوست داشتن و عاشق بودن

وقتی کسی را که عاشق اوهستيد می بینید تپش قلب شمازيادشده و هيجان زده ميشويد درحالي که
وقتي کسي راکه دوست داريد مي بينيداحساس سروروشادماني به شما دست مي دهد
وقتي به کسي که عاشقش هستيدنگاه مي کيندخجالت مي کشيدولي وقتي فردي که دوستش داري
را مي بينيد به اولبخند ميزنيد
وقتي درکنارمعشوق خودهستيد نمي توانيد هرانچه را درذهن داريد برزبان اوريداما درمورد
کسي که دوستش داريد اينطورنيست
درمواجه شدن با کسي که عاشقش هستيد دست وپاي خودراگم مي کنيد درصورتي که درمقابل
کسي که دوستش داريد مي توانيد ابراز وجود کنيد
وقتي معشوقه شما گريه مي کند شما هم گريه مي کنيد ولي وقتي کسي که دوستش داريد گريه مي
کند به او قوت قلب مي دهيد
احساس عاشق بودن و درک ان درنگاه است ولي دردوست داشتن کلامي است

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 11:7 توسط dj_30na |


اگرقرارباشد من هم مثل ژول ورن دوردنيارادرهشتادروز بچرخم،ترجيح ميدهم دورتوبچرخم،چون تودنياي مني
 
 
يادت باشه دنيا گرده,هر وقت احساس كردي به اخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي.!!!  
 
 
گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد
 
 
عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا.
 
 
اگه تنها بودی تو تنهاییت احساس کردی که تنها بنده تنها فقط تویی ناراحت نباش چون یکی رو داری که خودش تنهاست اما هیچوقت تنهایی رو برای بنده هاش نمیخواد به اون رجوع کن میبینی که تنها نیستی
 
 
کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي- به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي- به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت- به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر- به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست
 
 
فرشتگان از خدا پرسيدن: خدايا تو که بشر رو انقدر دوست داري چرا غم را آفريدي ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم چون اين مخلوقه من تا غمگين نباشه به ياد خالقش نمي افته
 
 
وقتی که به هم که میرسیم سه نفریم من وتو وبوسه از هم که جدا میشویم چهار نفریم تو وتنهایی من وعذاب
 
 
دلم بدجور هواي دستها ت رو كرده. لحظه شماري مي كنم براي اون لحظه كه حقت رو كف دستت بذارم
 
 
زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم....تو نيز به آموختي چگونه دوست بدارم اما به من نيا موختي كه چگونه تو رو فراموش كنم
 
 
AGAR DIDI JAVANI rish gozashte bedoon dost dokhtaresh tanhash gozashte
 
 
 
اگه اين اس ام اس و خوندي يعني دوسم داري
اگه پاک کني عاشقمي
اگه جواب بدي ديوونمي
اگه جواب ندي يعني من و ميخواي
حا لا چي کار مي کني؟
 
 
وقتي صدام مي كني آرزو مي كنم كاش كر بودم
تو كه لال نمي شي ...
 
 
اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم اگر عشق بودم اهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
 
 
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
 
 
تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند
 
 
خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون هيچ كسي رو *ايگنور* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون ، خداست
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست .....
هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر ، يک پازل جديد براش ساختي هنر کردي
 
 
عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست
عشق آنست كه يكي براي ديگري چتر شود و او هيچ وقت نفهمد كه چرا خيس نشده
 
 
هر كجاي زمين را مايلي بكن ، گنجي خواهي يافت البته به شرط اينكه با ايمان يك كشاورز زمين را بكني
 
 
بي شك در نمك نيروي شگفت و مقدسي است
نيرويي كه در اشك ما و در دريا وجود دارد
 
 
شايع ترين کلمه "شهرت" است... دنبالش نرو.
لطيف ترين کلمه "لبخند" است...آن را حفظ کن.
حسرت انگيز ترين کلمه "حسادت" است... از آن فاصله بگير.
ضروري ترين کلمه "تفاهم" است... آن را ايجاد کن.
سالم ترين کلمه "سلامتي" است... به آن اهميت بده.
اصلي ترين کلمه "اطمينان" است... به آن اعتماد کن.
بي احساس ترين کلمه "بي تفاوتي" است... مراقب آن باش.
 
 
قانون چهار نیوتن " زمین هیچ جاذبه ای ندارد . سیبها برای تو می افتد چون تو تنها جاذبه زمینی!!!!!
 
 
ميدوني چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهت زيادت به ماه
با اين تفاوت که ماه سه حرف داره ولي تو حرف نداري
 
 
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد!خاک بر سرم! اگه توی اونی که دلم می خواد حتما خرم!
 
 
براي عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولي کوه وفا دومي کوه صداقت سومي....... کوهي که هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايين
 
 
اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون هرگز کم نمی یاد!!!!!!!!!!!! !!!
 
 
به او گفتم غمگين ترين ترانه را برايم بخوان چشمهايش را بست و آرام آرام گريست

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 10:58 توسط dj_30na |